سيد جعفر سجادى
1478
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
از ايشان ، يا سوگند مدعى . و اگر بعضى از ورثه اقرار آرند ، و عدل نباشند ، ايشان را لازم بود ، به مقدار حق ايشان از تركه . ( معتقد الاماميه ص 363 و 364 ) در كليات حقوقى آمده است : قرض عبارت است از اينكه شخص مالى را به ديگرى تمليك كند به اين طور كه ضامن مثل يا قيمت آن باشد . هر آنچه از لفظ يا فعل دلالت بر معنى مذكور فوق نمايد در وقوع آن كافى است . در قرض عقد تنها بدون قبض اثرى ندارد و در تحقق آن اقباض مقرض يعنى وامدهنده و قبض مقترض يعنى وامگيرنده كافى است . و مقترض به مجرد قبض مالك آن مىشود به شرط اينكه باذن مقرض تحقق يافته باشد . در صورتى كه عين مال از پيش نزد او بوده حاجتى به تحصيل اذن يا اقباض و قبض جديدى نخواهد داشت . مالكيت مقترض پس از قبض موقوف بر تصرف نبوده و مقرض حق مطالبه عين آن را نخواهد داشت بلكه اگر مثلى باشد مثل آن و گر قيمتى باشد قيمت آن بعهدهء مقترض خواهد بود . مدار در قيمت به قيمت زمان اداء است نه زمان قيمت قرض ، و اگر به كلى از قيمت افتاده باشد مدار به قيمت قبل از سقوط است يعنى آخرين قيمت . هر آنچه اجزاء آن از حيث قيمت و منفعت مساوى بوده و در صفات بهم نزديك باشند مثل گندم و جو و طلا و نقره قرض آن صحيح است . و بهر حال بايد معلوم باشد . پس اگر از مقادير است بايد مقدار آن مجهول نباشد و الا صحيح نخواهد بود . هر قرضى كه در آن شرط نفعى شود كه مقترض بر اصل چيزى بيفزايد خواه عين باشد يا منفعت يا وصف معامله ربوى بوده و شرعا ممنوع است و لو در ضمن عقد ديگرى شرط شود زيرا چيزى كه حرام است به شرط حلال نخواهد شد . ( كليات حقوقى 341 ، 342 ) قُرْعَه - ( اصطلاح فقهى ) قرعه بطرق گوناگون انجام مىشود و از جمله امور مردده را بر روى كاغذ يا اشياء ديگر نويسند و در ظرفى يا كيسه اندازند و سپس استخراج كرده طبق قرار عرف و عادت بدان عمل نمايند و اين امر در امور مشكل صورت شرعى دارد . در كليات حقوقى آمده است : قرعه يكى از قواعدى است كه در كتب فقهه مشهور و از آن به اين عبارت تعبير شده است : « القرعة لكل امر مشكل » و اخبار عامه و خاصه بر آن دلالت دارد و از آن جمله اين خبر است : « كلّ أمر مَجهُول فى القُرعَة » . فقهاء اماميه جز در موارد مخصوصى به اين قاعده عمل نمىكنند و حتى بعضى اين قاعده را بسبب كثرت تخصيص موهون دانستهاند و اين قاعده در شرايع سابقه جارى بوده مثل اين آيه فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ و آيه ديگر إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ بهر حال آيا قرعه اختصاص بواقع مجهول دارد مثل آنكه مردى دو زن